ذبيح الله صفا
45
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بعد از برافتادن خاندان جوينى ، بتدريج سعد الدولهء يهودى طبيب پسر صفى الدوله از اهل ابهر زنجان قدرت يافت و تا چند ماه پيش از وفات ارغونخان بسال 690 با اختيارات فراوان وزارت كرد . وزارت او طبعا به قوت يهوديان و ضعف شديد رجال اسلامى و گاه باهانت رجال مغولى انجاميد و به همين سبب در آخرين سال سلطنت ارغونخان و آشفتگيهايى كه بر اثر بيمارى او در دستگاه پديد آمده بود بدست رؤساى مغول بقتل رسيد . اثر او را در وضع دينى اين عهد بعدا خواهيم ديد . در دورهء گيخاتو خواجه صدر الدين احمد خالدى زنجانى نايب امير طغاجار با لقب صدر جهان بوزارت گيخاتو خان برگزيده شد و به زودى حكم او در سراسر ممالك ايلخان جارى گشت . وى مردى بخشنده بود و خصوصا طبقهء عابدان و زاهدان را از بخشش خود بهرهمند ميداشت و با بخششهاى او و گيخاتو خان به زودى خزانه خالى گشت و عسرت مالى در دستگاه دولتى پديد آمد . ناگزير صدر جهان باشارت عزّ الدين مظفّر ابن عميد ، و بپيروى از روشى كه در چين و ممالك قاآنى رواج داشت ، پول كاغذى بنام « چاو » ترتيب داد و با يرليغ آن را در سال 693 بجاى سيم و زر در مملكت روان كرد . نام اين پول كاغذى كه معادل « اسكناس » امروزى است مبداء لغت « چاپ » در زبان فارسى شد . چاو مورد قبول ايرانيان نشد و به همين سبب معاملات موقوف گرديد و كارها مختل ماند و بآشفتگى انجاميد . « روزى درويشى بر سر بازار عنان صدر الدين بگرفت و گفت : بوى جگر سوخته عالم بگرفت * گر نشنيدى زهى دماغى كه تر است ! صدر الدين بتأثير آن سخن باتّفاق نوكران بعد خراب البصرة يرليغ حاصل كرد كه معاملات اطعمه بزر كنند ؛ بدان سبب مردم دلير شدند و ظاهرا معامله بزر مىكردند و بدان واسطه غايبان رو به شهر نهادند و باندك زمان بازار معمور شد و عاقبة الامر كار چاو بجايى نرسيد و ترك آن گرفتند و خلايق از آن زحمت خلاص يافتند » « 1 » .
--> ( 1 ) - جامع التواريخ ، چاپ تهران بتصحيح آقاى دكتر بهمن كريمى ص 836